عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
623
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَ يَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّما رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيها - فتنة اينجا بمعنى شركست ، چنان كه آنجا گفت : وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ يعنى : كلّما دعوا الى الشّرك رجعوا فيها . كلبى گفت : اين در شأن اسد و غطفان آمد كه در مدينه جاى داشتند ، و در اسلام سخن ميگفتند ، امّا بدل كافران بودند . ربّ العزّة گفت : ايشان مىخواهند كه از شما آمن باشند ، و از قوم خود با شما ميسازند ، نه از دل . و خويشتن را در شما ميشمارند نه از تصديق ، اگر طلب صلح نكنند ، و دست از كشتن فرو نگيرند ، ايشان را گيريد و كشيد ، هر جا كه يابيد ، در حلّ و در حرم ، يا در ماه حرام . و اين هم از منسوخات قرآن است بآيت سيف . حسن گفت : اين در شأن منافقان است كه ربّ العزّة ميگويد در صفت ايشان : وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا الآية . سدى گفت : در شأن نعيم بن مسعود الاشجعى آمد كه پيش مصطفى ( ص ) ميآمد ، و اخبار مشركان و اسرار ايشان ميگفت ، و پيش مشركان ميشد ، و اخبار و اسرار مصطفى ( ص ) و مسلمانان با ايشان ميگفت ، و خواست تا از هر دو جانب آمن باشد . پس رسول خدا ( ص ) بفرمود تا او را از حضرت وى براندند ، تا نيز در پيش وى نيايد . النوبة الثالثة قوله تعالى : وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ الآية - ليل و جبّار ، خداى بزرگوار ، كردگار مهربان نيكوكار ، جلّ جلاله ، و تقدّست اسماؤه ، و تعالت صفاته ، درين آيت رهيگان خود را مىتعليم كند بآداب عشرت و صحبت ، كه هر كه آراسته ادب نباشد شايستهء صحبت نباشد . و صحبت سه قسم است : يكى با حق است بادب موافقت ، ديگر با خلق است بادب مناصحت ، سيوم با نفس است بادب مخالفت . و هر آن كس